و دلیل تویی...

خرید بک لینک
از باغ می برند چراغانی ات کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنندپوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“ تنها به این بهانه که بارانی ات کنندیوسف به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می برند که زندانی ات کنندای گل گمان مکن به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیستاز نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیستگاهی بهانه ایست که قربانی ات کنندفاضل نظری+ اگر سعدی در زورگار خود سروده که بنی آدم اعضای یکدیگرند... الی آخر... زمان خودش رو توصیف کرده... همچنان که فاضل هم به زیبایی به توصیف روزگار خود پرداخته...روزگار انسانخوار و انسانیت خواری است... و دلیل تویی......

ما را در سایت و دلیل تویی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 21:04

از من مپرس صبرِ نمایانِ من کجاست،خود دیده ای که چاکِ گریبانِ من کجاست!با این دهانِ خون شده حالِ جواب نیست،از مُشتِ او بپرس که دندانِ من کجاست!ای دستِ بی نمک! که وبالی به گردنم!از او سراغ کن که نمکدانِ من کجاست!ای چشمِ تر! به نامه ی اشکِ روان بپرس،_ از روی من _ که پس لبِ خندانِ من کجاست؟زین رهزنانِ گردنه فرسا دلم گرفتیارب! خروشِ قافله گردانِ من کجاست؟!انگشترم، ولی به کفِ دیو رفته امیاران! نشان دهید سلیمانِ من کجاست؟بیمار شد دلم ز غمِ بیشمارِ دهرساقی کجاست؟ شیشه ی درمانِ من کجاست؟بهتر که سر به گوشه ی مستی فرو برم،آن آستینِ گریه ی پنهانِ من کجاست؟!حسین جنتی و دلیل تویی......

ما را در سایت و دلیل تویی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 21:04

13 دلیل برای زندگی.در خشکسالی پاییز 96 جناب Oveعموم خوانندگان خود را به چالش دعوت کرده اند. در وهله ی اول که به فاصله 6 ثانیه پس از انتشار مطلب، آن را خواندم آفرینی نثار سرزندگی این جوان رعنا نمودم. چون در روزهای خون و خشکسالی دلیلی برای زندگی وجود ندارد. اما امروز با دخالت جناب دچار خود را ملزم نمودم نیم نگاهی به زندگی بیندازم. به هر حال زنده ام. حجمی از جهان بودن را اشغال کرده ام و ناسپاسی است اگر بدون تفکر بگویم دلیلی برای زندگی ندارم. فکر کردن به خودکشی از ذهن خیلیهایمان می گذرد من نیز هم. اما هیچوقت دلیلی برای آن پیدا نکردم که ارزشش بیشتر از زندگی باشد. حضرت مرگ دیر یا زود فرش قرمز ما را نیز پهن خواهد کرد. پس در این وانفسا چند لحظه ای از زندگی بنویسم و بخوانید. شاید آنچه می خوانید به نظر شما اندکی طنز و حتی احمقانه به نظر برسد اما وقتی نمی توانیم در این بلبشو ایسم های زاده شده از ناکجا به چیزهایی که می خواهیم برسیم ارزو ها احمقانه هم به نظر می رسند. شما جدی نگیرید. 1-   خانواده. هنوز نوشته ی شرکت کنندگان در چالش را نخوانده ام. اما بی شک یکی از دلایل ادامه زندگی خیلیهایمان خانواده است. مهر و پیوند ناگسستنی بین اعضای خانواده (فارغ از خوب و بد بودن افراد) دلیل سنجاق شدن خیلیهایمان به زندگی است. (فریاد "سمیه نرو" در ذهنم تداعی می شود. کاش هر خانواده ای یک سمیه می داشت).2 و دلیل تویی......

ما را در سایت و دلیل تویی... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 21:04

صفحه بندی